تبلیغات
مرجع تحلیلی و خبری نلاس - مطالب ومقالات خواندنی
  • صفحه نخست
  • ایمیل
  • آرشیو مطالب
  • موضوعات سایت
    صفحات جانبی
    نویسندگان
    آمار
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب ارسال شده: عدد
    آخرین بازدید :
    آخرین بروز رسانی :
    درباره ما

    سلام دوستان عزیز. این وبلاگ برای اگاهی دوستان نلاسی از اخبار واطلاعات روز نلاس دایر شده است. نظر بدید و مشکلات را به ما بگوید. تا ما با ذکر انها در وبلاگ مسئولان را اگاه کنیم تا به فکر چاره باشند.
    آرشیو اخبار نلاس
    پیوندهای روزانه
    نظر سنجی
    تا چه حد از مطالب وبلاگ نلاس من راضی هستید






    لینك دوستان
    امكانات
    پشتیبانی
    تبلیغات

    تحلیلی بر انتخابات سردشت و پیرانشهر

    سرچاوە :
    انتخابات حوزه های شهرهای سردشت و پیرانشهر به شکلی به پایان رسید که طی اعلام رسمی ستاد انتخابات حدود نود هزار رأی بنام 5 کاندیدا به صندوقهای آراء ریخته شده و در کل کشور میزان مشارکت مردم در انتخابات 64 درصد اعلام گردید. اکنون بجاست وضعیت 5 کاندیدا با توجه به فعالیت های آنان در این مدت کارزار مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد . 
    آقای سید طه حسن نژاد که در این سالها بی سر و صدا در پیرانشهر به امر تدریس اشتغال داشته و کارنامه ای در زمینه فعالیت های اجتماعی از خود نشان نداده در این انتخابات هم همین رویه را ادامه داده و مردم هم بە مثل خودش با وی رفتار کردند و هیچ واکنشی نسبت به ایشان نداشتند زیرا آدمی که فاقد هر موضع گیری در مورد موضوعات منطقه باشد نه مخالفی خواهد داشت و نه موافق و حضور این بزرگوار را صرفاً باید یک حضور بی اثر و کاملاً خنثی تلقی کرد و فعالیت وی در این انتخابات هم مختصر نوشته ای در وبلاگ شخصی و چندین سخنرانی بود و بس. که در کمال تعجب هم وبلاگش بسیار ساکت و بدون محتوا بود. 
    آقای محمود محمودپور فرهنگی باسابقه هم در این دوره دومین حضور خود در عرصه انتخابات را به نمایش گذاشت که به نظر می رسد هدف ایشان از شرکت در این کارزار راهیابی به مجلس نیست بلکه وی با قصد شلوغ کردن فضای انتخابات و مطرح کردن خود پا به این عرصه می گذارد زیرا وی حتی از ارائه برنامه ای مدون برای راهیابی به مجلس عاجز است . کسانی که بدون برنامه وارد شده و بخت خود را هم بارها آزموده اند با شرکت مجدد امری عبث را انجام می دهند . کما اینکه نوع و تیپ شعارهای طرفداران این افراد خود گویای موضوع است . البته نباید فراموش کرد که رد صلاحیت انسان های والا و شایسته و اینهمه موانع بسیاری بر سر ورود افراد خبره و دلسوز و موجه وجود دارد فضای مناسب برای ورود افراد بدون برنامه ایجاد خواهد شد و معضل رد صلاحیت در عمل باعث تنزل جایگاه و فضای انتخابات گردیده است .
    آقای علی احمدیان دارای مدرک فوق لیسانس علوم سیاسی و سابقه تدریس در مدارس سردشت بوده که در اولین دولت احمدی نژاد به عنوان معاون فرماندار فعالیت جدی خود را شروع کرده هر چند سالها قبل هم در مقام رئیس شورای نگهبان سردشت و مسئولیت در امر گزینش حضور داشته و حضور وی در جایگاه های حساس مانند شورای نگهبان و معاونت فرمانداری کارنامه ی پرچالشی را برایش ایجاد کرده و در ایام تبلیغات هرچند که چهره ی مقبول از خود بروز و شعارهای دلنشینی را عرصه نمود اما نە شعارهای زیبای دورە انتخابات و نە سابقە ایشان توانست نظر مردم را بە خود جلب نماید.
    یکی از سئوالات جدی مخاطبین آقای علی احمدیان در زمان تبلیغات انتخاباتی این بود: شما که مدعی ساختن مرز بدون کشتار و حمایت از جوانان هستید آیا در زمان معاونت فرمانداری برای تحقق این دو هدف متعالی و زیبا کاری انجام دادید؟ آیا این بزرگوار در زمانی که معاون فرمانداری بودند هیچگونه قدرت لازم برای سیاستگذاری یا اجرایی کردن این برنامه ها را نداشتند ؟ سئوال مهم این است که اگر فرمانداری نتواند مرزها ایمن کند ؛ نماینده به استناد کدام قدرت اجرایی می تواند آن را ایمن سازد و مردم نمی پذیرند که او معاون بی اختیار بوده باشد.
    دکتر محمد خضری اقتصاد خوانده ای که در تهران جا خوش کرده و در دوره ی هشتم با اقبال و استقبال مناسب مردم این حوزه مواجه شد و همواره به عنوان یکی از گزینه های احتمالی این دوره مطرح بود ؛ قبل از انتخابات کراراً منکر شرکت و حضور در این دوره بود اما حسب شنیدەها اولین کسی که نام خود را به عنوان کاندیدای این دوره ثبت کرد ایشان بود . ناز و کرشمه برخی از کاندیداها و بعدها حضور جدی آن از تاریک و مبهم بودن فضای انتخابات حکایت دارد و دکتر محمد خضری تصور کرده که انتخابات محدود به یک هفته ایام تبلیغات است به همین خاطر در این 4 سال و علیرغم داشتن قصد جدی برای شرکت حتی در هیچ یک از مجالس و محافل حضور نداشته و به ندرت هم به عنوان مسافر به سردشت یا پیرانشهر سفر کرده و درست نیست که کاندیدایی به مدت 4 سال تمام سرگرم امور شخصی و تحصیل خود باشد اما دقیقاً در ایام انتخابات به فکر مردم شهرش و مطرح کردن خود به عنوان کاندید بیفتد. دکتر محمد خضری که 4 سال قبل وبلاگی با نام زیبا و بزرگ کردستان اداره میکرد و در آن فقط مقالات اقتصادی خود با محوریت رانت خواری که حاصل پژوهش های دانشگاهی اش بود ارائه می داد بعد از راه نیافتن به مجلس در دوره ی قبل آن را تعطیل کرد و حتی در این مدت حاضر نبود قدمی یا قلمی برای مردم و به منظور بررسی مشکلات آنان بردارد. آقای دکتر اقتصاددان حضور در سردشت پیشکش اما آیا فشار دادن یک کلیک و اداره یک سایت آن هم با قراردادن مقالات غیرقابل فهم خودتان به نام این مردم کار بسیار سختی است ؟ شما که وقت فشاردادن یک کلیک بخاطر این مردم را ندارید چگونه می خواهید 4 سال تمام در خدمت آنها باشید ؟
    دکتر رسول خضری که با ظاهری ساده ، سابقه ای چندین ساله در مواجه مداوم و همیشگی با مردم خصوصاً اقشار مستضعف و آسیب پذیر و دایر کردن درمانگاهی در داخل شهر پیرانشهر که این دوره گوی سبقت را از دیگر کاندیداها ربوده پیروزی خود را بیشتر مدیون نبود کاندیدایی جدی است زیرا اگر همه طیف ها و فکرها مجال لازم برای طرح کاندیدا را داشتند قطعاً ایشان نمی توانست اکنون برنده انتخابات باشد . از حق نباید بگذریم که ایشان به پشتوانه ی آرای مردم پپرانشهر که جمعیت بیشتری نسبت به سردشت را دارد و اینکه در این شهر ایشان تقریباً تنها کاندیدا بوده و رقیبی نداشته به پیروزی رسید و در اثر خالی بودن میدان به مجلس راه پیدا کرده در حالی که وضعیت کاندیدای مطرح سردشت ( دکتر محمد خضری) به این صورت نبوده و رقبای دکتر محمد خضری در سردشت حدود 14 هزار رای به خود اختصاص دادند اما رقیب دکتر رسول خضری در پیرانشهر فقط 3 هزار رأی را کسب نمودند و این بدان معناست که هر چه رأی در پیرانشهر به صندوقها ریخته شده بنام دکتر رسول خضری بوده اما در سردشت دو سوم آراء بنام محمد خضری ثبت شدند. طبیعی است در فضای بدون رقابت تنها کاندیدا هم پیروز خواهد بود. همانطور که بسیاری از مردم اعتقاد دارند اگر در پیرانشهر هم مانند سردشت 3 کاندیدای جدی و مصر حضور داشتند در نتیجه دکتر محمد خضری برنده بود نه دکتر رسول خضری و چینش کاندیداها بین دو شهر کفه ترازو را به نفع پیرانشهر سنگین کرد که همین تفاوت نیز صدای اعتراض دکتر محمد خضری و هوادارانش را بلند کرد و به درستی آنان این وضعیت را ناعادلانه و تبعیض آمیز توصیف میکنند. در گذشته هم مردم هر یک از این دو شهر بیشتر به کاندیدای شهر خود رای داده اند و هر شهری که توانسته کاندیدای خود را راهی مجلس کند بیشتر از لطف و علاقه نماینده در طول 4 سال بهره مند شده است. همچنین پخش شایعاتی مبنی بر انصراف سید طه حسن نژاد به نفع دکتر رسول خضری و یا حمایت معروف خلیلی از وی و دروغ پردازی علیه دکتر محمد خضری که ایشان حامی انتقال بازارچه مرزی پیرانشهر به شهر دیگریست کمک شایانی به پیروزی وی کرده . زیرا در بیشتر رقابت ها اخلاق زیر پا گذاشته می شود. از حق نباید گذشت که تعیین دو شهر سردشت و پیرانشهر به عنوان یک حوزه مربوط به چند دهه قبل و زمانی است که جمعیت این دو شهر بسیار کم بوده اما اکنون که جمعیت این دو شهر چند برابر شده و چندین شهر دیگر مانند ربط، میراباد هم متولد شده اند بجاست که این دو حوزه از هم تفکیک و سردشت و پیرانشهر هر کدام یک حوزه باشند و هر یک دارای یک نماینده باشند و سهم این دو شهر به2  نماینده افزایش پیدا کند. انصافا یک نماینده نمیتواند تمام موضوعات این دو شهر پرمشکل را مدیریت و مورد رسیدگی قرار دهد.
    وضعیت کاندیداها در دنیای مجازی هم تفاوت چشم گیری داشت به طوری که محمود محمودپور در این عرصه هیچ فعالیتی نداشت که همین هم بیانگر جدی نبودن وی و طرفدارانش است. وبلاگ سید طه حسن نژاد هم خالی از هر مطلب مرتبط با انتخابات بود ولی علی احمدیان از ماهها قبل سایتی به نام(دەنگ) به معنای رأی را ایجاد کرده بود که دارای چند عکس با فیگور متفکرانه و لبخند زیبا بود و چند مقاله جدی اما بدون نام نویسنده در آن درج شده بود که به نظر می رسد از آثار و نوشته های این بزرگوار باشند. دکتر محمد خضری وبلاگ قبلی خود به نام کردستان را تعطیل کرده بود و شخصی به نام بختیار حسنی از طرفدارانش وبلاگی به نام (زایەله) را تأسیس و آن را اداره میکرد اما از مطالب درج شده در آن به آسانی می شد فهمید که خود دکتر محمد خضری نویسنده مطالب آن خصوصا مطالب انتقادی از دیگر کاندیداها و فضای حاکم بر انتخابات است مثلا در یک مطلب کوتاه خواننده سردرگم می شد که آیا آقای حسنی این مطلب را نوشته یا دکتر محمد خضری. دکتر خضری با این شیوه فعالیت در دنیای مجازی خواسته خود را از مسوولیت در برابر مطالب این وبلاگ مبری کند و بگوید من نویسنده آن نبوده ونیستم. اما دکتر رسول خضری در وبلاگ شخصی خود برنامه ها و اهداف انتخاباتی و برنامه دیدار و سخنرانی هایش را بهمراه رزومه و تصاویری از جوانی و دوران تحصیل خود را قرار داده که در ایام تبلیغات فعالیت وبلاگ بیشتر شده بود. فعال نبودن کاندیداها در دنیای مجازی و نوشتاری و بسنده کردن به سخنرانی و پوستر این را می رساند که تمامی کاندیداها نسبت به ابزار تبلیغاتی جدید و مورد استفاده جوانان و قشر فرهیخته بی توجه بوده و همه آنان به روش های سنتی و قدیمی پایبند هستند و مقایسه این حوزه با حوزه های همجوار دیگر مثلا بوکان ما را به این نتیجه میرساند که ما حتی در روش تبلیغ و اطلاع رسانی هم فاصله ده ساله با شهرهای هم جوار داریم.
    در انتهای این نوشتار بد نیست به این نکته مهم اشاره کنیم که مقایسه فهرست کاندیداهایی که در مرحله اول تایید شده اند با کسانی که بیشترین آرا و نظر مردم را جلب کردند نشان میدهد که افرادی که در مرحله اول تایید صلاحیت شدند کمترین میزان رأی را به خود اختصاص داده اند و مقبولیت چندانی در بین مردم نداشته اند. نتیجه می گیریم که مراجع تایید صلاحیت با نظر و خواست مردم بیگانه بوده و هستند و کسانی که آرای بالا را کسب کردند در مراحل اول رد صلاحیت شده بودند. رد صلاحیت انسان های فرهیخته مانند حاصل داسه و معروف خلیلی هم ایراد جدی دیگریست که برعملکرد این مراجع قانونی وارد است. سووال این است آیا بهتر نیست که اجازه می دادند که داسه و خلیلی نیز وارد این کارزار شده و میزان استقبال مردم از آنان هم محک زده می شد؟
    منبع: سرچاوه

     
    گروهی از دانشمندان معتقدند که وظیفه اصلی آپاندیس را که ظاهرا زایده ای پردردسر و بی مصرف است، کشف کرده اند. آنها می گویند آپاندیس برای روده، میکروب های خوب تولید و از آنها محافظت می کند. به گزارش پایگاه اینترنتی آسوشیتدپرس، این نظریه جراحان و متخصصان ایمونولوژی «دانشکده پزشکی دانشگاه دوک» است که شماره هفته جاری یک مجله علمی اینترنتی منتشر شده است. دهها سال مردم آپاندیس را عضوی زائد و زیادی تلقی کرده اند. پزشکان تصور می کردند که آپاندیس هیچ فایده ای ندارد و جراحان مرتب آنها را در می آوردند و مردم هم بدون آپاندیس مشکلی نداشتند. آپاندیس زمانی که عفونی می شود می تواند باعث مرگ انسان شود. در این مواقع آپاندیس به سرعت ملتهب می شود و اگر به موقع بیرون آورده نشود، برخی افراد را می کشد.
    طبق این مطالعه که در مجله «زیست شناسی نظری» منتشر شده است، به نظر می رسد که عملکرد آپاندیس با میزان زیاد باکتری هایی که در دستگاه ها ضمه انسان قرار دارند، ارتباط داشته باشد. در بدن شمار باکتری ها از شمار سلول های انسانی بیشتر است. بیشتر باکتری ها خوب هستند و به هضم غذا کمک می کنند. اما برخی اوقات باکتری های مقیم در روده ها می میرند یا از آن خارج می شوند. بیماری هایی مانند وبا روده را از وجود باکتری های مفید پاک می سازند. در این مورد کار آپاندیس به راه انداختن دوباره دستگاه گوارش است. «بیل پارکر» پروفسور جراحی دانشگاه دوک که در نوشتن این مطالعه همکاری داشت، گفت، آپاندیس مانند «یک خانه امن و خوب برای باکتری ها» عمل می کند.
    وی گفت، توجه به محلی که آپاندیس در آن واقع شده است، از این نظریه حمایت می کند. آپاندیس دقیقا در زیر مسیر یک طرفه غذا و میکروب ها در روده بزرگ به شکل یک کوچه بن بست قرار دارد. همچنین این زایده کرمی شکل، مانند یک کارخانه باکتری عمل می کند که میکروب های خوب را پرورش می دهد.
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     

    خیانت. نه، به هیچ وجه قصد نداریم شما را به یاد همه سوءظن هایی که ممکن است در زندگی مشترک نسبت به همسرتان داشته یا دارید، بیندازیم.خیانت. نه، به هیچ وجه قصد نداریم شما را به یاد همه سوءظن هایی که ممکن است در زندگی مشترک نسبت به همسرتان داشته یا دارید، بیندازیم. اگر یک روز شوهرتان موقع رفتن به محل کار، بهترین لباس هایش را می پوشد و خوشبوترین عطر موجود را استفاده می کند، اگر خانم خانه با گوشی تلفن، آرام صحبت می کند...، شما حق ندارید به بدترین حالت ممکن، یعنی �خیانت� فکر کنید، چون همه اینها بخشی از جریانات طبیعی زندگی است که تردیدهای شما تنها باعث می شود همسرتان را هیچ وقت نبخشید و برای انتقام از او دست به هر عمل غیرمنطقی بزنید.
    اگر مثل روزهای اول زندگی وقت بیشتری را به او اختصاص دهید، متوجه خواهید شد که حرف های زیادی برای گفتن دارید که مدت هاست موقعیتی برای مطرح کردن شان فراهم نشده بود. آن وقت می فهمید که اگر آن روز شوهرتان شیک تر از همیشه سر کار رفت به این خاطر بود که یک موقعیت شغلی بهتر قرار بود به او پیشنهاد شود یا اگر خانم خانه در حضور شما به آرامی با تلفن صحبت می کرد، به این دلیل بود که نمی خواست مزاحم استراحت شما شود.خیانت، حق دارید از این واژه بترسید اما بیشتر از آن از همه سوءظن هایی که ممکن است به شما خیانت کنند، بترسید،
    ● خیانت در عالم خیال
    بارها و بارها حکایت بدبینی و شکاک بودن زنان و مردان به همدیگر را خوانده و شنیده ایم و حتی در اطرافیان خود نیز شاهد چنین بدبینی هایی بوده ایم. شنیده ایم از مردانی که سراسیمه از محل کار خود به خانه آمده اند تا بتوانند زنان خود را کنترل کنند. از مردانی شنیده ایم که موقع خارج شدن از خانه علامتی پشت در می گذارند تا موقع باز شدن در - در غیاب آنها - متوجه رفت و آمدهای مشکوک شوند یا زنانی که کوچک ترین تغییر در رفتار، پوشاک و قیافه شوهرشان برایشان معنی دار است.
    آنها همواره در پی کشف یک توطئه و خیانت هستند و با هیچ منطقی نمی توان باورهای این افراد را تغییر داد. چنین بیمارانی طعم امنیت و اطمینان را تجربه نمی کنند و همواره با اضطراب و ناکامی و نارضایتی از تمام وضعیت های زندگی شان به سر می برند و با ازدواج مشکل شان حادتر و آزاردهنده تر می شود و به خودآزاری و همسر آزاری می پردازند. این رفتارهای بیمارگونه که بدون درمان و تشخیص هستند، به خشونت منجر می شوند و خانواده ها، رعایت و مدارای بیشتر با همسر را توصیه می کنند. این بیماران تظاهرات بیماری را در قالب الگوهای جامعه پسند نشان می دهند. یعنی بدبینی بیش از پیش خود را با غیرت، عشق و نگرانی از خانواده توجیه می کنند و گاهی به خاطر همین کنترل مورد تشویق و تایید قرار می گیرند.
    اما �حسادت جنسی� در واقع نوعی از تظاهرات �پارانوئیدی� است که مشخصه اصلی آن باور به خیانت شریک زندگی است و ممکن است با باورهای غیرعادی دیگر همراه باشد. خلق شخص به صورت درماندگی، نگرانی و تحریک پذیری و خشم است. این افراد با جست وجوی دفتر خاطرات و نامه ها، تلفن ها و بررسی لباس های همسران شان سعی می کنند نشانه هایی برای خیانت همسر خود پیدا کنند. همسران شان را تعقیب یا بی مورد سوال پیچ می کنند. این بیماران می گویند صدایی از درون، آنان را از فریب خوردن و از باور اعتماد به همسر بازمی دارد و مدام تذکر می دهد که مبادا محبت را که فریبی بیش نیست، باور کنند.
    ● خیانت در عالم واقع
    اما همه آنچه گفته شد به این معنا نیست که خیانت در زندگی مشترک تنها در عالم توهمات بیماران �پارانوئیدی� رخ می دهد و هیچ مرد یا زنی را در واقعیت نمی توان پیدا کرد که به همسر خود خیانت کند.
    با توجه به ساختار فرهنگی جامعه ایرانی و بنابر تجربیات تاریخی خیانت اغلب موضوعی مردانه تلقی می شود اما طی سال های اخیر شواهد موجود نشان می دهد آمار زنان نیز در این مقوله رو به افزایش نهاده، اگرچه هنوز در مقایسه با آمار خیانت مردان کمتر است.
    فرهاد عبادی، مشاور خانواده و روانشناس، درباره دلایل خیانت همسران به یکدیگر می گوید؛ �اگر بخواهیم به صورت موردی به این موضوع بپردازیم شاید به جرات بتوان گفت به تعداد موارد موجود علت برای خیانت وجود دارد اما اگر بخواهیم تمامی آنها را در یک دسته بندی کلی جای دهیم، عدم ارضای نیازهای جنسی در نهاد خانواده، تنوع طلبی، عدم جذابیت همسر، ضعف اعتقادات مذهبی و پایبند نبودن به سنت ها، مشکل جسمی یا شخصیتی و روانی یکی از زوجین و ازدواج اجباری و انتقام جویی از جمله آنهاست.�
    عبادی در ادامه می افزاید؛ �البته این دلایل در دو گروه جنسیتی تا حد زیادی متفاوت است. مردان معمولاً به دو دلیل تنوع طلبی و مسائل جنسی و زنان در بیشتر موارد به خاطر مشکلات مالی، مسائل عاطفی یا انتقام جویی دست به این کار می زنند. با توجه به این واقعیت ها اگر زن و مرد شناخت کاملی از همسر خود و نیازهای او داشته باشند و در چارچوب خانواده به آن توجه کنند از بسیاری از اتفاقات می توان پیشگیری کرد.�
    شهلا عباسی، مددکار اجتماعی، نیز با تاکید بر اینکه تعداد پرونده های خیانت در سطح کلانتری ها، دادسراها و دادگاه ها در مقایسه با سال های پیش افزایش یافته، می افزاید؛ �از جمله تفاوت های موجود در خیانت مردان و زنان این است که خیانت مردان بیشتر قابل پذیرش است، به همین دلیل است که بسیاری از زنان پس از اطلاع از خیانت همسرشان با وجودی که ممکن است هیچ گاه این واقعیت تلخ را فراموش نکنند و همیشه به همسرشان به چشم یک خائن نگاه کنند، بنا به دلایلی چون وابستگی های اقتصادی، یا به خاطر فرزندان شان به زندگی مشترک ادامه می دهند و جالب است که به آنها توصیه می شود از هر نظر بیش از گذشته به همسرشان محبت کنند تا زندگی شان را از دست ندهند،�
    وی در مورد دیدگاه موجود درباره خیانت زنان توضیح می دهد؛ �مبحث زنان در این باره کاملاً متفاوت است، در بیشتر موارد کمترین واکنش هنگام سوءظن به زن طلاق است که وجود همین زنان مطلقه که معمولاً از هیچ منبعی حمایت نمی شوند باعث می شود تبعات اجتماعی آن به صورت خیانت همسران در خانواده های دیگر خود را نشان دهد.�
    عباسی درباره دیگر تبعات خیانت می گوید؛ �در بسیاری موارد، افرادی که به همسر خود خیانت می کنند از طریق مدارکی که از آنها تهیه می شود، مورد تهدید واقع می شوند که این تهدیدها در مورد مردان معمولاً به شکل سوءاستفاده های مالی و برای زنان اغلب به صورت سوءاستفاده های جنسی ادامه پیدا می کند.�
    ● خیانت؛ جنسی، احساسی، اینترنتی
    شما هر طور که به قضیه نگاه کنید، خیانت کردن یکی از راه های برهم خوردن ارتباط میان همسران است. اغلب زمانی که یکی از طرفین مرتکب خیانت می شود، اطمینان موجود از بین می رود و به دست آوردن مجدد آن بسیار دشوار است و چه بسا دیگر اطمینان اولیه هیچ گاه حاصل نمی شود.
    به طور کلی سه نوع خیانت یا رابطه پنهانی وجود دارد؛ رابطه احساسی، جنسی و اینترنتی.
    یکی از انواع خیانت، خیانت جنسی است. این امر زمانی روی می دهد که هیچ گونه پیوند عاطفی میان فرد و طرف مقابلش وجود نداشته و او تنها به دلیل برقراری روابط جنسی و هیجانی جذب شده است. دومین نوع خیانت، احساسی است و زمانی روی می دهد که فرد احساس می کند از نظر عاطفی به شخص دیگری غیر از همسر خود علاقه پیدا کرده است. وی از همراهی، صحبت کردن و در میان گذاشتن افکار و علایق خود با شخص دوم لذت می برد و کم کم به این نتیجه می رسد که ترجیح می دهد اوقات فراغت خود را به جای اینکه با همسر یا نامزدش بگذراند، با دیگری سپری کند.
    سومین نوع خیانت که چند سالی است رواج پیدا کرده و ماهیت آن با دو نوع پیشین کاملاً متفاوت است، خیانت اینترنتی است که شامل گفت وگو، تبادل تصاویر و مشخصات یک فرد متاهل با فرد دیگری است که همسر قانونی وی نیست که از طریق اینترنت و چت صورت می گیرد و اغلب محتوای گفت وگوها و تبادل تصاویر و مشخصات، در رابطه با مسائل خصوصی است.
    ● خویشتندار باشید
    دکتر شهلا کاظمی پور عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران تزلزل شخصیتی را یکی از عوامل اصلی زمینه ساز بروز خیانت می داند و با اشاره به بررسی های علمی می گوید؛ �امروزه افرادی که خود را باور نداشته یا با احساس حقارت و ضعف اجتماعی مواجهند یا در کودکی با کمبودهای شدید عاطفی و خانوادگی روبه رو بوده اند، اغلب گرفتار این معضل هستند.�این استاد دانشگاه همچنین معتقد است؛ �گرایش مردان متاهل به سوی زنان دیگر صرفاً با نیل به اهداف جنسی نیست، بلکه با مشکلات عاطفی، روحی و روانی دوره های مختلف زندگی در این باره نقش بسزایی دارد چرا که این افراد وقتی به هر دلیلی در خانه، مدرسه، اجتماع و زندگی مشترک با کمبودها و بی توجهی های عاطفی روبه رو می شوند، ناخواسته از مسیر اصلی زندگی منحرف می شوند.�
    عضو هیات علمی دانشگاه، به زنان و مردانی که در زندگی زناشویی با خیانت همسرشان مواجه می شوند، توصیه می کند ابتدا با خویشتنداری، موضوع را از طریق مراکز مشاوره تا رسیدن به نتیجه مطلوب پیگیری کنند. او در عین حال می گوید؛ �همسری که به عهد زناشویی اش ثابت قدم نمانده، چندان قابل اعتماد نیست.�به اعتقاد دکتر کاظمی پور یکی از دلایل افزایش خیانت های زناشویی در جامعه امروزی ما به رشد بی پایه و اساس زندگی شهرنشینی همراه با افکار سنتی بازمی گردد. بنابراین اغلب زنانی که با خیانت همسرشان مواجه می شوند، به دلیل برخی تفکرات سنتی و القائات خانوادگی به ادامه زندگی می پردازند. اما در کشورهای توسعه یافته مرد و زن می دانند تا زمانی به یکدیگر وفادار خواهند بود که به عهد و پیمان عاطفی شان پایبند باشند.
    وی در عین حال خواستار علاج واقعه قبل از وقوع شده و با بیان اینکه حل موضوع خیانت مشکل است، خواستار توجه جدی کارشناسان و برنامه ریزان دستگاه ها و نهادهای مسوول درباره عوارض خطرناک بروز این معضل اجتماعی می شود چرا که آمار همسرکشی ها و پرونده های قضایی مختلف در این باره زنگ خطری جدی را به صدا در آورده است.

     

     

     

    ابراز عشق و محبت از راه زبان

    هر كسی می‏تواند با دو زبان سخن بگوید؛ با زبان عاطفه و احساس، یا با زبان عقل و منطق. اكنون صحبت از زبان عاطفی است. زبان عاطفی (مثبت یا منفی) به خاطر ارتباط مستقیمی كه با قلب و جان شنونده دارد، تأثیر بسیاری در ایجاد یا سلب محبت می‏گذارد. چون بحث در ایجاد و افزایش و حفظ محبت است، به ذكر دو كاربرد مهم زبان عاطفی (مثبت) در ایجاد و ازدیاد عشق و محبت می‏پردازیم:

    1. ابراز عشق با صراحت و صداقت (جملات عاشقانه) كه لحظه‏های یكنواخت زندگی را شیرین و لبریز از لذت و هیجان می‏كند.
    به قول «مترلینگ»:
    «زندگی وقتی لذت‏بخش است كه در آن، لذات كوچك و عشق‏های كوچك وجود داشته باشد و همین چیزهای كوچك است كه ما را به زندگی پای‏بند می‏كند.»(4)

    واژه‏های عاشقانه و دلنشین، به طور شگفت‏انگیزی می‏تواند آفریننده ی لذت‏های كوچك باشد. ابراز محبت با صراحت و در عین صداقت و راستی در حالی كه آمیخته با هیجانات روحی است، محبت را تا مرز عشق می‏رساند كه شیرینی و حلاوت لذت آن را باید در عمق دل‏ها جستجو كرد ولی پنهان كردن عشق، محبت را خفه می‏كند و می‏میراند.

    هیچ گاه نباید غرور و یا كمرویی مانع ابراز عشق و علاقه شود، یا در طول زمان مشكلات زندگی و گاه مشاجرات و درگیری‏ها باعث شود ابراز عشق و علاقه ترك شود بلكه باید همواره و در همه حالات زندگی طوری رفتار كنیم كه فضای عاطفی از بین نرود و جایی برای گفتن جملات عاشقانه و البته صادقانه بماند؛ چرا كه برخی زنان می‏پندارند مردها به خاطر روحیه ی خاص مردانه‏شان اهمیتی به این حرف‏ها نمی‏دهند و نیازی به شنیدن عبارات محبت‏آمیز و دلنشین ندارند در حالی كه تجربه و تحقیقات روانشناسی، نادرستی این مطلب را اثبات كرده است.

    «در مردان هر چقدر هم كه به ظاهر والامقام و قوی باشند، باز هم لایه‏هایی از دوران كودكی باقی می‏ماند كه آنها را نیازمند دلداری می‏كند.»(5)

    استفاده از این گونه جملات كار ساده‏ای نیست بلكه هنری است كه مهارت خاص می‏طلبد. اگر روح صداقت نداشته باشند و در لحظات خاص زندگی و حالات ویژه‏ای ـ كه تشخیص آن به عهده ی خودتان است ـ گفته نشوند، دلربایی خود را از دست می‏دهند و حالت كلیشه‏ای و خسته‏كننده‏ای پیدا می‏كنند.
    امام صادق(ع) می‏فرماید:
    «... لا غنی بالزّوجة فیما بینها و بین زوجها الموافق لها عن ثلاث خصال و هُنّ ... و اظهار العشق له بالخلابة؛
    ... زن در روابط بین خود و شوهرِ همدلش، از سه خصلت بی‏نیاز نمی‏باشد كه یكی ...، اظهار عشق با دلربایی است.»(6)

    2. تعریف و تحسین
    از آنجا كه همه ی انسان‏ها دوست دارند مورد توجه، تعریف و تحسین قرار گیرند، خیلی زود می‏توانیم از این راه، در دل‏های دیگران جا باز كنیم. معمولاً افراد برای به خاطر سپردن اشخاص با اسم و مشخصات، حافظه ی خوبی ندارند ولی اگر از شخصی تعریفی در باره ی خود شنیده باشند حتما آن فرد در خاطرشان خواهد ماند. بنابراین اگر تعریف و تحسین صادقانه باشد و همراه توقع و چشمداشتی نباشد، می‏تواند باعث محبت و دوستی شود، به ویژه اگر تعریف، تأثیرگذار و بااهمیت باشد؛ مثلاً مردها به خاطر اهمیت زیادی كه برای خلقیات و ویژگی‏های مردانه مثل شجاعت، دلیری، مهارت‏های شغلی و ... قائلند، تعریف و تحسین آنها در این موارد خیلی ارزشمند می‏باشد.

    البته در این مورد (تعریف و تحسین از دیگران)، صداقت و واقع‏بینی شرط اساسی است یعنی نباید بی‏دلیل و در هر زمینه‏ای تعریف كنیم. باید باور كنیم كه واژه‏ها نیرو و انرژی دارند و چون انرژی می‏آفرینند باید صادقانه و واقع‏بینانه به كار گرفته شوند.

     

     

    خوب و بد بروز احساسات

     

    پنهان داشتن احساسات و عواطف در بسیاری از جوامع مدرن به عنوان مشخصه‌ای منفی تلقی می‌شود. در برخی دیگر از جوامع جلوگیری از بروز احساسات و حفظ خونسردی رفتاری مثبت به حساب می‌آید. این تلقی‌ها تا چه حد بر مبانی علمی استوارند؟

    نظرات رایج درباره تظاهر بیرونی احساسات

    تقریبا اغلب روانشناسان بر این عقیده‌اند که تجربه و دریافت احساسات در زندگی آدمی بسیار مهم است. حتی برخی از کارشناسان فراتر از این رفته و اصالت فرد را در گرو بروز احساسات می‌دانند، و انسان‌های تودار و یا خویشنتدار را افرادی خونسرد، بی تفاوت و غیراصیل قلمداد می‌کنند. مسلما این بینش در گذشته حاکم نبوده است. بطور مثال، تا چندی پیش بروز احساسات برای مردان نشانه ضعف به حساب می آمد. اما این پدیده نیز دچار تحول گشته است.
    در پس این مد رایج سوء تفاهمی بزرگ نهفته است. این فرض که رفتار احساساتی نشانه‌ای از اصالت است، متکی به این تصور است که احساسات و بروز احساسات از یکدیگر جدایی ناپذیرند و در رابطه‌ای محکم و مستقیم با یکدیگر قرار دارند.
    بنا به نظرات رایج، هر کس که به نوعی بروز احساسات خود را تحت کنترل در آورد و یا آن را سرکوب کند، سرانجام به خود احساسات نیز آسیب خواهد رساند. این نظر را می توان بدین نحو بیان داشت که تجلی عواطف و بروز واکنش‌های حسی نشانه‌ای از وجود واقعی و اصیل احساسات در درون آدمی است.
    اما چندی است که این نظرات رایج و کلیشه‌ای از سوی برخی پژوهشگران بطور جدی زیر سوال رفته است. مانفرد هولودینسکی از دانشگاه مونستر در آلمان به همراه ولفگانگ فریدل مایر از دانشگاه میشیگان در امریکا عنوان می کنند که تجلی وبروز احساسات در پیوند مستقیم با خود احساسات نیستند. به نظر آنان یکی از نشانه های بلوغ دقیقاً همین جدایی میان ایندو است. فرد بالغ قادر است که بروز احساسات را تحت کنترل داشته باشد، بی آنکه به سرکوب احساسات در درون خود دست زند.

    هماهنگی میان احساسات و بروز آن در کودکان

    پژوهشگران بر این باورند که تنها در نزد کودکان وحدتی میان احساس و بیان و یا بروز آن وجود دارد. برای کودک گرسنگی و جیغ زدن اموری یکسانند. تنها در سنین بالاتر کودکان قادر به تمایز میان احساس و اشکال بروز آن می شوند. آدمی سرانجام در دوران بلوغ قادر می شود که میان تجربه های درونی و رفتار بیرونی خود بطور قطعی تمایز گذارد واین به معنای خیانت به احساس درونی نیست و تنها پس از این تفاوت گذاری انسان قادر به مشارکت فعال در زندگی پیچیده اجتماعی می‌شود.
    از زمانی که کودک قادر به تامین نیازهای خود می شود، بروز و یا نشان دادن احساسات جنبه درخواستی خود را از دست می دهد و به مرور زمان، هر چه بیشتر خصلت ارتباطی آن بر جسته می‌شود. روانشناسان با آزمایش های مختلف این موضوع را بررسی کرده اند. برای مثال کودکان تا پنج و یا شش سالگی بدون حضور شخصی دیگر نیز احساسات خود را نشان می‌دهند، اما این رفتار در دوران مدرسه بتدریج محو می شود.

    فطری و یا اکتسابی

    پاول اکمن روانشناس امریکایی، یکی از طرفدارن نظریه هماهنگی میان احساس و بیان آن، با جمع آوری و تحلیل تعداد بیشماری ازحرکات و حالات صورت انسانی بر این نظر است که برخی از حالات و حرکات چهره فرای مشخصات خاص فرهنگی برای همه انسان ها یکسان اند. این حالات چهره نشانگر احساسات پایه ای وفطری انسان نظیر ترس، خشم، غم، شادی و انزجار هستند.
    اما کلاوس شرر، روانشناس سوییسی، بر خلاف اکمن بر این باور است که حالات چهره برای بیان احساسات پایه ای همیشه و در همه جوامع یکسان نیستند و در زندگی روزمره کمتر قابل مشاهده می‌باشند. و تنوع و تفاوت در تظاهر احساسات پایه ای یکی از ویژگی های زندگی انسانی می باشد.
    گرچه نوزدان برای برآوردن نیازهای خود برخی رفتارهای یکسان از خود نشان می دهند، اما این موارد با نمونه های اکمن از حالات روحی تفاوت دارند. به نظر روانشناسانی نظیر شرر، هولودینسکی و فریدل مایر احساسات فطری و مادرزاد نیستند و حتی نوزدان باید آنرا نخست فرا گیرند. به نظر هولودینسکی هسته اصلی هر احساسی ارتباط و یا مراوده است. کودک جیغ می زند و مادر او را بغل می کند. کودک از همان آغاز می آموزد که چگونه می توان با بیان احساس محیط خود را تحت تاثیر قرار داد. بدین معنا احساسات، دریافت های آشفته و ناروشن جسمی هستند وتنها پس از مبادله با جهان بیرون کودک می آموزد چگونه احساسات خود را به طور مشخص و دقیق بروز دهد.
    گریستن و شادی بر صحنه تئاترنشانگر اصالت احساسات نیستند. اما کنترل ماهرانه احساسات نیز به معنای وجود احساس ژرف، بلوغ و پختگی آدمی نیست. خویشتنداری تنها بدین معناست که در ظاهر و در سطح احساس زیادی وجود ندارد.
    کارشناسان بر این نظرند که احساس بخشی از سیستم ارتباطی است که از سوی امیال انسانی همراهی می شود. نشان دادن احساسات در خدمت دستیابی انسان به آرزوها و اهداف خود است. بروز احساس بیش از همه بیانگر اینست که شخص علاقه و امیال خود را بجا می داند و در این زمینه به خود حق می دهد. احساس محق بودن نتیجه روند اکتساب ارزش های اخلاقی است که در زندگی اجتماعی جای دارند.
    انسانها در قبال بسیاری ازحوادث و موضوعات با بروز احساسات از خود واکنش نشان می دهند، اما این حوادث وموضوعات بیش از آنکه بیانگر خصوصیت افراد باشد، خبر از اجتماعی می دهند که انسان ها در آن زندگی می کنند.
     

     

     

    شیوه های جدید حفظ رابطه زناشویی

     

    هر ازدواجی لحظات خوب و بد و شیرین و تلخی دارد؛ ولی آنچه باعث خوشبختی و یا شكست یك ازدواج در طولانی مدت می‌شود، چیست؟

    در دو دهه اخیر، محققان در حال تحقیق و بررسی عواملی هستند كه باعث می‌شود یك ازدواج به خوبی و تفاهم متقابل بینجامد و در مقابل، ازدواج دیگر شكست بخورد.

    گروهی از محققان، تحقیق خود را روی زوجهایی انجام دادند كه آنها را در لابراتوارهای زوجین از نزدیك ، مطالعه و بررسی كردند، به طوری كه تمام عمل و عكس العمل های آنان مطالعه شد. (این شیوه تحقیق، بررسی یا شیوه دلیل خوانی نامیده می‌شود.)

    یكی از محققان، گروهی از زوجین عادی را از جامعه انتخاب كرد و با این شیوه، راه مطمئنی برای مطالعه درباره علل شكست یا موفقیت ازدواج ها یافت. این آزمایش ها معمولاً به صورت اندازه گیری ضربان قلب همسر و یا چگونگی نشان دادن احساسات با تغییرات چهره و این كه با چه زبانی با یكدیگر و اطرافیان صحبت می‌كنند، صورت گرفته است. در حال حاضر محققان با تقریبی بیش از 90 درصد می‌توانند تخمین بزنند كه كدام زندگی موفق ، و كدام ناموفق است. در متن زیر شما می‌توانید تعدادی از پیشنهادهایی كه براساس تحقیقات بسیار معتبر به دست آمدهبرای راهیابی به یك زندگی زناشویی موفق و محكم بخوانید:

    خیلی زود در جستجوی كمك بر آیید

    یك زوج عادی معمولاً در حالت عادی، 6 سال پس از ازدواج به فكر كمك خواستن از دیگران می‌افتند (این در حالتی است كه بیشتر طلاقها در 7 سال اول ازدواج اتفاق می‌افتد) بدین ترتیب در مدت 6 سال اول ازدواج، بیشتر زوجین با ناراحتی ها و مشكلات مكرر، به زندگی زناشویی خود ادامه می‌دهند.

    خودتان را اصلاح كنید

    بنا به توصیه محققان ، ما باید بتوانیم احساسات خود را بیان كنیم و بگوییم چه چیزی در درجه اول برای ما اهمیت دارد. زوجهای موفق و خوشبخت احساسات خود را در مواقع حساس به راحتی بیان می‌كنند.

    مواظب لحن خود در مشاجرات باشید

    بیشتر درگیری ها زمانی آغاز می‌شوند كه یكی از زوجین با لحن منتقدانه از دیگری ایراد می‌گیرد. ذهنیات خود را بیان كنید، ولی به صورتی كه شنیدنش، هم برای شما و هم برای طرف مقابلتان راحت باشد.

    تأثیر پذیر باشید

    یك ازدواج زمانی موفق است كه شوهر بتواند از همسرش تأثیر بپذیرد. تأثیرپذیری شوهر از همسرش (برخلاف زن از شوهرش) بسیار مهم است. تحقیقات نشان داده است كه زنان در حالت عادی آماده تأثیر پذیری از شوهرانشان هستند. پس ازدواجی موفق است كه هر دو طرف به یك میزان از دیگری تأثیر بگیرند.

    استانداردهای خودتان را بالا ببرید

    زوجهایی كه تازه ازدواج كرده اند و یا زوجهای خوشبخت معمولا توقع بالایی از یكدیگر دارند. خوشبخت ترین زوجها معمولاً توقع رفتارهای زننده از یكدیگر را ندارند، هر چه میزان تحمل رفتارهای زشت طرفین در اول ازدواج كمتر باشد، در طولانی مدت، زوجین در مسیر ازدواج خوشبخت ترند.

    یاد بگیرید چگونه یك مشاجره را آرام كنید و یا آن را خاتمه دهید

    زوجهای موفق می‌دانند یك مشاجره را چگونه خاتمه دهند و می‌دانند چگونه می‌توان یك مسئله پیچیده را ترمیم كرد پیش از آن كه مشاجره به طور كامل از كنترل خارج شود.

    شیوه ترمیم یك مشاجره به این شرح است:

    موضوع بحث را با یك موضوع كاملاً بی ربط عوض كنید. از طنز استفاده كنید. طرف مقابل را با یك جمله كه نشان دهنده اهمیت دادن به اوست، متوجه كنید؛ مثلا من می‌دانم این مسئله برای تو سخت است و به این ترتیب او را متوجه این نكته كنید كه هر دوی شما در این مورد وضع مشابه دارید. مثلاً بگویید این مشكل هر دوی ماست. از مشاجره عقب بكشید. در زندگی زناشویی گاهی شما باید كوتاه بیایید تا برنده شوید. اهمیت دادن و قدردانی از احساسات همسر بسیار مؤثر است؛ مثلاً من می‌خواهم از تو تشكر كنم. اگر یك مشاجره خیلی به بن بست رسید، 20 دقیقه به خود فرصت دهید و پس از این كه هر دو خونسردی خود را به دست آوردید، دوباره گفتگو كنید.

    بر نیمه روشن تمركز كنید


    در یك ازدواج موفق، زوجین معمولاً 5 بار بیشتر از دیگران از جملات مثبت استفاده می‌كنند، (مثلاً ما زیاد می‌خندیم) به جای به كار بردن جمله منفی (به ما اصلاً خوش نمی گذرد).

     

     

     

    بازی‌های رایانه‌ای مهم‌ترین ابزار سرگرمی در جهان

     نایب رییس بازی‌های رایانه‌ای با اشاره به جایگاه بازی در صنعت سرگرمی جهان، اظهار داشت: امروزه بازی‌های رایانه‌ای به پرمصرف‌ترین و مهم‌ترین ابزار سرگرمی در جهان تبدیل شده‌اند. کودکان و نوجوانان بی‌شماری در جهان، روزانه زمان قابل توجهی را برای بازی کردن صرف می‌کنند و کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست.

    وی یاد آور شد: همانگونه که بازی‌های رایانه‌ای به دلیل در اختیار قرار دادن فضای تجربی مجازی، باعث پرورش توانایی‌های ذهنی و مهارت‌های عملی در کاربران می‌شوند، استفاده از بازی‌های نامناسب می‌تواند اثرات مخربی را نیز بر روی کاربران داشته باشد.

    نایب رییس بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای ادامه داد: با توجه به همین نکته در جهان، شاهد ایجاد نظام‌هایی برای تعیین گروه سنی استفاده از بازی‌های رایانه‌ای هستیم. هدف از رده‌بندی سنی بازی‌های رایانه‌ای، کاستن اثرات مخرب این محصولات بر روی کاربران است.

    بی‌طرف خاطرنشان کرد: از نظام‌های معتبر رده‌بندی سنی بازی‌های رایانه‌ای می‌توان به نظام رده‌بندی سنی ESRB در آمریکا و کانادا، PEGI در اتحادیه اروپا و CERO در ژاپن اشاره کرد، این نظام‌ها با بررسی محتوای بازی‌ها، رده سنی خاصی را به آنها اطلاق می‌کنند که به صورت نشانه یا علامت بر روی بسته‌بندی بازی درج می‌شود.

    وی با اشاره به فرهنگ و ارزش‌های حاکم در هر جامعه یادآور شد: هر کدام از این نظام‌ها بر اساس فرهنگ و ارزش‌های حاکم بر جامعه خویش، محتوای اثر را بررسی می‌کنند. این نظام‌ها برغم برخورداری از سطح دقت بسیار بالایی که دارند، بسیاری از ارزش‌های جامعه ما را پوشش نمی‌دهند.

     

     

    اعتیاد از نوع قرن بیست و یکم: وبلاگ گردی به جای خیابان گردی

    این www همه دنیا و عادتهای چند صد ساله بشر را بر هم زده است. شیوه خرید از سوپر محله تا تغییرات قیمت بازار بورس همه و همه تحت تاثیر این پدیده مدرن قرار گرفته است. جوانان، نیازها و رفتارهای آنان هم از این تغییرات بی نصیب نمانده است.
    وجود اینترنت و امکانات پیشرفته آن تغییرات بسیار چشم گیری در عادتهای جوانان امروز به وجود آورده است.جوان امروز هم مانند جوانان نسل گذشته تشنه دانش،اطلاعات بیشتر و اتباطات گسترده تر است، اما شیوه متفاوتی برای کسب اطلاعات و ایجاد ارتباطات انتخاب کرده است. این نسل ترجیح می دهد به جای خواندن کتاب و نشریات از روشهای مدرن برای یادگیری استفاده کند. آنها حتی برخلاف جوانان دهه 60 و 70 به جای خیابانگردی و تجمع در پارکها ترجیح می دهند وبلاگ گردی کنند. اصطلاح وبلاگ گردی برای جوانان اینترنت باز اصطلاحی آشناست.
    اما معنی واقعی و درست وبلاگ چیست؟
    زهرا هادی ،کارشناس برنامه نویسی در پاسخ به این سوال می گوید: وبلاگها صفحات وبی هستند که بطور متناوب به روز می شوند و مطلبی که از همه جدید تر است بالاتر از مطالب قبلی قرار می گیرد. بعضی از وبلاگها فقط شامل تیتر و لینک هستند وبعضی از آنها مانند روزنامه ها هستند و ستونهای خبر، تحلیل ونظرات بازدید کنندگان را در خود جای داده اند، بعضی از آنها شخصی هستند و نویسنده مطالب و خاطرات خود را در وبلاگش می نویسد. وی در ادامه با اشاره به تفاوتهای وب سایت و وبلاگ می گوید: وبلاگ احتیاجی به یک وب مستر سنتی که از آن نگهداری کند ندارد. شما می توانید از هر نوع کامپیوتری برای ارایه مطالب در وبلاگ استفاده کنید و احتیاجی به کدنویسی ندارید.
    مهندس هادی می گوید:خوانندگان مطالب شما می توانند در وبلاگ عضو شوند و مطالب تان را از طریق ایمیل دریافت کنند .همین طور می توانند نظراتشان را برایتان بنویسند. در یک وبلاگ می توانید موضوعی را به بحث گذاشته و از نظرات و اطلاعات سایرین استفاده کنید.
    پرشین بلاگ در تعریف وبلاگ می نویسد: وبلاگ محیطی است که به شما امکان انتشار ایده ها ،افکار و دیدگاههای خود، همانند یک روزنامه نگار را می دهد. احتیاجی نیست که یک مقاله یا داستان طولانی بنویسید، بلکه یک وبلاگ نویس ذهنیات خود پیرامون مسایل مورد علاقه اش را ارایه می کند، بدون اینکه این ایده ها بطور کامل بررسی شده باشند یا از لحاظ دستوری و زیبایی جمله در حد عالی باشند.
    پرشین بلاگ در ادامه تاکید می کند، عاملی که باعث محبوبیت و رشد سریع پدیده وبلاگ در میان کاربران شده است، راحتی استفاده از این ابزار است.به عقیده برخی جامعه شناسان ،علت دیگر محبوبیت وبلاگها این است که جوانان معمولا ترجیح می دهند آموزش و مهارتهای جدید را از راههای غیرسنتی به دست بیاورند و انجمنهای گفتگو و وبلاگها(با امکان درج نظرات خوانندگان)، محیط مناسبی برای پاسخگویی به این نیاز است.گفت وشنود یکی از نیازهای اصلی جوانان است و در دنیایی که فشار دادن یک دکمه دو سوی کره زمین را به هم وصل می کند، آنها در استفاده از این امکانات پیشگام هستند.

    دکتر محمدعلی الستی، جامعه شناس و استاد دانشگاه درباره علت گرایش شدید جوانان به وبلاگ نویسی و تبادل نظر در وبلاگها می گوید:یکی از دلایل استقبال جوانان ایرانی از وبلاگها ،محدودیت در ابراز عقیده به شیوه سنتی، وجود ملاحظات و قید و بندهای متعدد در اظهار نظر است. فرزندان ما در دوران کودکی وجوانی فرصت اظهار نظر وابراز عقیده نداشته اند و همیشه به بهانه غیر اخلاقی بودن، مغایرت با آداب معاشرت وعواقب پس از ابراز عقیده ،بچه ها را وادار به خود سانسوری کرده اند.
    این جامعه شناس معتقداست: نیاز جوانان به اظهار نظر یک نیاز تاریخی است و می بینیم که هر وقت فرصتی پیداشده این عقده وگره ناگشوده سرباز می کند.وی نوشتن بر روی دیوارها، باجه های تلفن ودستشوی ها را نمونه هایی از این عقده گشایی دانسته و می افزاید: حالا امکانات ارتباطی مدرن نظیر چت ، وبلاگ و ...یک مجرای جدید برای پاسخ به نیازی است که مدتها بدون پاسخ مانده است.در وبلاگها هر کس بدون آنکه شناخته شود،می تواند پیام بدهد واحساس خود را منتقل کند.
    دکتر الستی می گوید:کودکان و جوانان ما ارتباطات درست و موثری با والدین و مربیان خود ندارند، در نتیجه نیازهای ارتباطی خود را در جمع دوستان برطرف می کنند واین نوع ارتباط هم به دلیل توسعه یافته نبودن دارای ضعفهایی است که آن را به ضد ارتباط تبدیل می کند. دکتر الستی می گوید :وبلاگها به شکل صوری وغیر واقعی نیازهای جوانان را برطرف می کنند.ه گفته وی چت و وبلاگ دریچه ای برای جبران ضعفهای ارتباطی افراد است و نیاز تاریخی جامعه به ابراز عقیده را پاسخ می دهد.
    این استاد دانشگاه درباره دور شدن وبلاگها از مسایل سیاسی می گوید:پشت سیاست ،اقتصاد و فرهنگ است . شرایط اقتصادی هر روز بحرانی تر می شود و از سوی دیگر عناصر فرهنگی که ما به جوان ارایه می دهیم ،پاسخگوی نیازها ی او نیست ،در نتیجه جوان از سیاست گریزان شده است.تعداد جوانانی که وقت خود را با وبگردی پر می کنند ،هر روز بیشتر می شود و در نتیجه مطالبی که در وبلاگها ارایه می شوند ،متنوع تر و جوان پسند تر می شود .
    سادگی و راحتی کار با وبلاگها مضراتی هم به دنبال دارد. گاهی مطالب وبلاگها وموضوعات انجمنهای گفتگو به قدری سطحی است که حتی برای وبگردهای بیکار هم جذابیتی ندارد .بسیاری از مطالب دهها بازدید کننده دارند اما هیچ کس اظهار نظری درباره آنها نکرده است .

    سارا دختر 17 ساله ای که از خوانندگان پر وپا قرص وبلاگهای فارسی زبان است ،می گوید: من چیزهای زیادی از وبلاگها یاد گرفته ام. حتی برای تحقیق درسی ام از راهنمایی ها و نظرات دوستان ایترنتی ام استفاده کرده ام، اما بعضی وقتها حرفهایی در وبلاگها نوشته می شود یا درباره مطالبی نظر خواهی می کنند که شرم آور است.
    زهرا هادی نیز می گوید:بعضی ها با سانسور در وبلاگها مخالف هستند. اما من فکر می کنم که سانسور باید باشد. چون هر کس می تواند، هر چیزی که دلش خواست بنویسد. مثلا چند وقت پیش یک نفر در وبلاگش در باره تاریخچه فحش های ایرانی مطلب نوشته بود و بازدید کنندگان هم جوابهای بدتری داده بودند. به گفته وی ،در برخی وبلاگها موضوعی به بحث گذاشته می شود اما اطلاعات افراد به قدری کم است که بحث به نتیجه مطلوبی نمی رسد و عملا کاربرد مفیدی ندارد. چت و وبلاگ نویسی در بهترین حالت و مفید ترین شکل خود، باز هم ارتباطی ناقص، محدود و ناپایدار است که ممکن است به دورشدن افراد ازجامعه و از دست رفتن ارتباطات موثر اجتماعی منجر شود.
    در هر حال ،وبلاگها راه پر فراز ونشیب خود را طی می کنند و عملا هیچ فرد یا نهادی نمی تواند در حرکت آنها خللی ایجاد کند.شاید بهتر باشد به جای راه حلهای بی فایده و مقطعی به راه حلهای اصولی و پایدار بیاندیشیم .

     

     

    تروریست های مجازی و حملات انتحاری آنها، در جستجوی كاربران

    تروریست های مجازی و حملات انتحاری آنها، در جستجوی كاربران نا آگاه اینترنت

    آیا زمان انتخابات نزدیك است؟ آیا كریسمس در راه است، روز ولنتاین چطور؟ درباره فیلم و یا آهنگ پرفروش هفته چیزی شنیده اید؟ كسی میخواهد با شما بیشتر آشنا شود؟ ... تمام این موضوعات براحتی به دامی فریبنده تبدیل می شوند تا كاربران اینترنت را به بازكردن پیغام ها، نامه ها و لینك های مخرب تحریك كنند و اصولاً برای خرابكاران اهمیتی ندارد كه در حمله بعدی تعداد كاربران فریب خورده و یا احتمال تخریب كاهش یابد، آنها در نهایت آرامش و به سادگی، تنها آدرس های گیرنده را افزایش می دهند. همین!

    خرابكاران اینترنتی، اكنون به مدد فن آوری های جدید، قادر به نوشتن كدهای مخربی هستند كه مانند تروریست های انتحاری خود را به جان اهداف مورد نظر خود بیاندازند. برای آنها اهمیتی ندارد كه از میلیون ها نامه حاوی این كدها، تنها هزاران مورد با موفقیت عمل كنند و بقیه به دلایل مختلف، قادر به تخریب و یا انتشار بیشتر نباشند. موفقیت یك تا پنج درصد از كل بدافزارهای منتشر شده هم برای نیل به اهداف مجرمانه و غیر قانونی آنها كافیست.

    در گذشته اما، تنها راه تخریب یك رایانه، استفاده از فلاپی دیسك و یا CD های آلوده به كد های مخرب محسوب می شد و ویروس نویسان برای ایجاد تخریب های گسترده و وسیع در رایانه های جهان مجبور بودند از روشی خاص استفاده كنند: "روش خاموش و خزنده"

    در این روش ابتدا مدت زمان تقریبی مورد نیاز برای انتشار و نفوذ كدهای مخرب در تعداد زیادی از رایانه ها و شبكه های سرتاسر جهان توسط خرابكاران محاسبه می شد و سپس یك تاریخ و یا مناسبت خاص برای فعال شدن این كدها انتخاب می گردید. آنها به نحوی طراحی می شدند كه تا لحظه شروع فعالیت، هیچ گونه اثر تخریبی در رایانه ها نداشته باشند و بطور همزمان در یك روز و یا لحظه خاص در كل رایانه های مورد حمله خود فعال شده و خسارت های فراوانی را در سطح جهانی بوجود بیاورند.

    بنا به همین علت، مخرب ترین و مشهورترین ویروس های جهان در گذشته، كدهای زمان داری بودند كه در یك روز و یا ساعت خاص فعال می شدند. از مهمترین آنها میتوان به "Friday 13" ، "April 1st" ، "July 13th"، "CIH/Chernobyl" و غیره اشاره كرد.

    اما امروز، در شرایطی كاملاً متفاوت، خرابكاران اینترنتی از دو روش زمانی برای انتشار بدافزارها و ایجاد تخریب های گسترده در رایانه ها و شبكه های سرتاسر جهان استفاده می كنند: روش قدیمی یا همان انتشار "نرم و خزنده" و نیز روش جدید یعنی "حملات انفجاری و سریع"

    ویروس های جدیدی كه با استفاده از روش نرم و خزنده منتشر می شوند، اغلب برای انجام حملات هدفدار، علیه یك شخص و یا شركت خاص بكار می روند. این ویروس ها ممكن است برای نفوذ در سیستم از طریق سایر كدهای مخرب، مانند تروژان ها و یا Bot ها، نیز مورد استفاده قرار گیرند. آنها می توانند تا مدت ها درسیستم باقی بمانند و فعالیت های تخریبی خود را بدون این كه توسط نرم افزارهای امنیتی شناسایی و ردیابی شوند، انجام دهند.

    عملكرد ویروس ها و كدهای مخربی كه برای انتشار، از روش سریع و انفجاری استفاده میكنند، درست مانند یك بمب گذار انتحاری ست. تنها هدف آنها افزایش ناگهانی انتشار و ایجاد حداكثر تخریب ممكن در حداكثر تعداد سیستم ها و شبكه های قابل نفوذ است. آنها بیشتر برای ایجاد اختلال در عملكرد رایانه ها و نیز سرقت حجم زیادی از داده ها و اطلاعات مورد استفاده قرار می گیرند.

    نویسندگان و منتشر كنندگان این نوع ویروس ها، به هیچ وجه نگران كشف ، ردیابی و خنثی سازی آنها توسط نرم افزارهای امنیتی نیستند. زیرا این نوع از كدهای مخرب با سرعتی باور نكردنی تنها در عرض چند ساعت قادر به نفوذ در هزارها و میلیونها سیستم هستند و حتی اگر بیشتر آنها هم شناسایی و پاكسازی شوند، تعداد اندك باقی مانده، قادر به تأمین اهداف خرابكارانه مجرمان می باشند.

    یك نمونه خطرناك از این ویرو سها كه توسط آزمایشگاه های امنیتی پاندا، ردیابی و كشف شد، تروژان یا تروجان جدیدی ست با نام Pirabbean.A، كه در پایان ماه می، ناگهان در قالب حجم وسیعی از نامه های الكترونیك به میلیون ها صندوق پستی در جهان ارسال شد. در این نامه ها از كاربران اینترنت دعوت شده بود تا با یك كلیك ساده، فیلم پرفروش و مشهور "دزدان دریای كارائیب" را بطور رایگان دانلود كرده و یا مشاهده كنند.

    نویسنده و یا منتشركننده این تروژان، قطعاً این گونه می اندیشیده است كه موضوع و یا شكل این نامه ها حتی اگر بسیاری از كاربران را آگاه كند كه آن ها هرزنامه ای بیش نیستند و ریسك امنیتی بالایی هم دارند،‌ به هیچ وجه اهمیت ندارد؛‌ زیرا همیشه كاربران ناآگاه و كنجكاوی وجود دارند كه براحتی فریب این هرزنامه های كاملاً واضح را نیز بخورند.
    درضمن، كشف، ردیابی و پاكسازی بسیاری از این هرزنامه ها توسط نرم افزارهای پیشرفته امنیتی نیز اهمیت چندانی ندارد. چون همیشه تعداد زیادی از كاربران (بازهم بخوانید كاربران نا اگاه)، نرم افزارهای امنیتی بروز شده ندارند و اصولاً در سیستم آنها چیزی به عنوان آنتی ویروس وجود ندارد.

    اگر تنها یك كاربر از هزاران كاربری كه توسط این هرزنامه مورد حمله قار گرفته اند، روی لینك مخرب موجود در آن كلیك كنند، باز هم آمار راضی كننده ای برای خرابكاران ذی نفع خواهد بود، چرا كه این تروجان حداقل برای میلیون ها كاربر اینترنت ارسال شده است.

    آیا زمان انتخابات نزدیك است؟ آیا كریسمس در راه است، روز ولنتاین چطور؟ درباره فیلم و یا آهنگ پرفروش هفته چیزی شنیده اید؟ كسی میخواهد با شما بیشتر آشنا شود؟ ... تمام این موضوعات براحتی به دامی فریبنده تبدیل می شوند تا كاربران اینترنت را به بازكردن پیغام ها، نامه ها و لینك های مخرب تحریك كنند و اصولاً برای خرابكاران اهمیتی ندارد كه در حمله بعدی تعداد كاربران فریب خورده و یا احتمال تخریب كاهش یابد، آنها در نهایت آرامش و به سادگی، تنها آدرس های گیرنده را افزایش می دهند. همین!
     
    عناوین آخرین مطالب ارسالی
    صفحات دیگر